بديع الزمان فروزانفر

175

شرح مثنوى شريف ( فارسى )

دور تر مىافتند و در جهنم جاه و عوام فريبى فروتر مىروند و مىسوزند و يا آن كاسب و تاجر بازارى كه مسائل حلال و حرام را از مساله‌ى گوى مىشنود و نماز جماعتش ترك نمىشود ولى بانواع مختلف تزوير و تقلب مىكند و جنس فاسد را بعنوان جنس خوب و اعلى مىفروشد و يا از مقدار آن كم مىكند و براى فريب مشترى سوگندان مغلظ بر زبان مىآورد و يا توريه مىكند و با اين همه خود را مردى متدين و مومن و بهشتى و هم نشين صديقان و پيغمبران مىپندارد پس معلوم مىشود كه عمل ظاهر تا با اخلاص و نيت پاك مقرون نباشد فايده نمىبخشد و اخلاص و نيت پاك از نفس و وهم زنده و غالب بر مجارى فكر و خاطر ، هرگز بظهور نمىرسد و بنا بر اين معالجه‌ى نفس و ريشه كن ساختن هوى ، ركن اصلى معاملات است و سالك بايد از آن جا كار را آغاز كند و مقصود مولانا از « دفع موش » همين معنى است . اين تمثيل بيان آفات و مخاطراتى است كه از درون و باطن متوجه سالك مىشود چنان كه در ابيات پيشين خطرها و آفتهاى خارجى را بيان فرموده است . بشنو از اخبار آن صدر الصدور * لا صلاة تم الا بالحضور صدر الصدور : بكنايت ، سيد و سرور انبيا ، مهتر و بهتر عالم حضرت محمد مصطفى صلوات اللَّه عليه و على آله . اشارتست بحديث ذيل : لا صلاه الا بحضور القلب . احاديث مثنوى ، انتشارات دانشگاه طهران ، ص 5 . و حضور قلب عبارتست از همراه بودن نيت پاك با عمل بدين گونه كه هيچ كس و هيچ چيز جز خدا در نظر نيايد و خاطر دنيا و عقبى بدل نگذرد و دل حاضر حضرت و نگران حق باشد .